كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
461
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ پس اگر روى بگردانيد و از قبول قول من اعراض نموديد فَما سَأَلْتُكُمْ پس من نخواستم از شما بر اداى رسالت خود مِنْ أَجْرٍ مزدى كه باعراض شما از من فوت شده باشد إِنْ أَجْرِيَ نيست مزد من براى دعوت إِلَّا عَلَى اللَّهِ مگر بر خداى و او مرا بدان ثواب خواهد داد خواه شما ايمان آريد خواه اعراض كنيد وَ أُمِرْتُ و فرموده شدهام أَنْ أَكُونَ بهآنكه باشم مِنَ الْمُسْلِمِينَ از گردننهادگان مر حكم خداى را پس خلاف امر نهكنم و اجر رسالت از غير حق نجويم فَكَذَّبُوهُ پس دروغ داشتند قوم نوح مر او را يعنى اصرار كردند بر تكذيب او بعد از الزام حجت بر ايشان و فرستاديم بر ايشان طوفان فَنَجَّيْناهُ پس ما نجات داديم نوح را از غرق شدن وَ مَنْ مَعَهُ و آنان را كه با وى بودند فِي الْفُلْكِ در كشتى و اهل سفينه بقول اصح هشتاد مؤمن بودند از ذكور و اناث وَ جَعَلْناهُمْ و گردانيديم اهل كشتى را خَلائِفَ باشندگان در زمين از پس هلاكشدگان وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا و غرق كرديم بطوفان آنان را كه تكذيب كردند بِآياتِنا آيتهاى ما را كه با نوح ع بود يعنى معجزات او فَانْظُرْ پس درنگر اى نگرنده بديده عبرت و به بين كَيْفَ كانَ چگونه بود عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ عاقبت كار بيمكردهشدگان يعنى مشركان از قوم نوح ع درين آيت هم تسليه حضرت رسالتپناه ص و هم تهديد اهل كفر و ضلالت است ثُمَّ بَعَثْنا پس برانگيختيم مِنْ بَعْدِهِ از پس نوح ع رُسُلًا فرستادگان إِلى قَوْمِهِمْ بسوى قوم ايشان يعنى هر رسولى را بقومى هود ع را بقوم عاد و صالح ع را بقوم ثمود ع و ابراهيم ع را بقوم بابل و شعيب ع را به اصحاباى كه و اهل مدين فَجاؤُهُمْ پس آمدند رسولان من به امتان خود بِالْبَيِّناتِ به معجزهاى روشن و دليلهاى واضح فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا پس نبودند امم اين رسل كه ايمان آرند بدان پيغمبران فرستاده بديشان بِما كَذَّبُوا بسبب آنچه تكذيب كرده بودند يعنى نگرويده بودند بِهِ بدان مِنْ قَبْلُ پيش از بعث رسل يعنى تكذيب حق را عادت كرده بودند قبل از بعث و بعد از بعث بر همان وتيره سلوك نموده يا ايمان نياوردند به آن چيزى كه تكذيب آن را عهد كرده بودند پيش ازين يعنى در روز ميثاق كَذلِكَ مثل اين مهرى كه بر دلهاى مكذبان از امم ماضيه نهاده بوديم نَطْبَعُ مهر مىنهيم عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ بر دلهاى از حد درگذرندگان بر تكذيب يعنى مكذبان قريش و اضراب ايشان ازين امت ثُمَّ بَعَثْنا پس برانگيختيم مِنْ بَعْدِهِمْ از پس اين پيغمبران مُوسى وَ هارُونَ موسى بن عمران و برادر او هارون را إِلى فِرْعَوْنَ بسوى وليد بن معصب يا قابوس كه فرعون زمان بوده وَ مَلَائِهِ و اشراف قوم او بِآياتِنا به آيتهاى ما يعنى معجزهاى روشن چون عصا و يد بيضا فَاسْتَكْبَرُوا پس گردنكشى كردند از قبول آن و متابعت نهنمودند وَ كانُوا و بودند ايشان قَوْماً مُجْرِمِينَ گروهى جرمآرندگان يعنى معتاد بتكذيب انبياء و تهاون بآيات كبريا .